لحظه های هستی ام

کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم چرا به من شک می کنی ، من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو دست کدوم غزل بدم ، نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقمو گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــــــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمــی کنم ببین سفر نکن خورشیدکم ، ترک نکن مرا نرو نبودنت مــــــرگ منه ، راهی این سفر نشو نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه بری تو و مــــرگ من از رفتن تو سر برسه گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــــــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمــــی کنم ببین نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام صدام کن و ببین باز غنچه می دن ترانه هام اگرچه من به چشم تو کمم ، قدیمیم گمــم آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمـی کنم ببین



مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 4 تیر ماه سال 1387

دوم.تیرماه.هشتاد و هفت

امروز، درست، یـــــــــــــــــــــــــــک ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال و ده ماه و دو روز ِ که نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

 

 

.....پی نوشت:من پر از حرف سکوتم که خودش یه دنیا قصه س

نوشته شده توسط هیلدا در ساعت 17:45

حرف های تو با من :13


::طراح قالب::