لحظه های هستی ام

کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم چرا به من شک می کنی ، من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو دست کدوم غزل بدم ، نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقمو گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــــــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمــی کنم ببین سفر نکن خورشیدکم ، ترک نکن مرا نرو نبودنت مــــــرگ منه ، راهی این سفر نشو نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه بری تو و مــــرگ من از رفتن تو سر برسه گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــــــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمــــی کنم ببین نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام صدام کن و ببین باز غنچه می دن ترانه هام اگرچه من به چشم تو کمم ، قدیمیم گمــم آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمـی کنم ببین



خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 9 مرداد ماه سال 1386

!شایدم قسمتم این جوری بود

!نه خوشحالم

!نه خیلی غمگین

فقط یاد یه ضرب المثل افتادم که مامان خیلی توو گوشم می گفتو من الان به معنیش

 ! ! رسیدم! نا برده رنج،گنچ میسر نمی شود

به آروزی نزدیکم رسیدم!درست اونی که می خواستم نشد!ولی این بوده!و این شد!..حالا می خوام از این جا به جایی برسم که براش تلاش نکرده بودم و می خواستمش!...قبول شدم!ولی.....خب!خوشحالم!نه اونقدری که یه قبول شده خوشحاله!شاید فقط اونقدری که دیگه نباید کنکور دیگه ای بدم!می مونه یه انتخاب رشته ی خوب!که اونم با رتبه ای که دارم باید قید روزانه رو بزنم!چه خطو نشونایی که نکشیده بودم!..خوشحالم!اینارو میگم!که شما بدونید!همین

 پی نوشت:از تموم دوستایی که تماس با موبایلم گرفتنو موفق نشدن!شرمنده!قطعه!البته تا اطلاع بعدی!!!!که خیلی هم دور نیست

نوشته شده توسط هیلدا در ساعت 10:01

یکشنبه 7 مرداد ماه سال 1386

 

http://xxproudxx.blogfa.com/

 

 ...!فکر کرد با چه زبانی بگوید وجود دارد؛ سکوت کرد

 

کلی حرف دارم!!..ولی نمی نویسم!تایپ نمی کنم!ثبت نمی کنم!..مثلن که بدانید که چه حرفهایی دارم!چه می شود؟!هیچ

نوشته شده توسط هیلدا در ساعت 17:33

حرف های تو با من :41


::طراح قالب::