لحظه های هستی ام

کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم چرا به من شک می کنی ، من که منم برای تو لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو دست کدوم غزل بدم ، نبض دل عاشقمو پشت کدوم بهونه باز پنهون کنم هق هقمو گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــــــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمــی کنم ببین سفر نکن خورشیدکم ، ترک نکن مرا نرو نبودنت مــــــرگ منه ، راهی این سفر نشو نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه بری تو و مــــرگ من از رفتن تو سر برسه گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــــــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمــــی کنم ببین نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام صدام کن و ببین باز غنچه می دن ترانه هام اگرچه من به چشم تو کمم ، قدیمیم گمــم آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم گریه نمی کنم نرو آه نمی کشــم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمـی کنم ببین



جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 شهریور ماه سال 1384




        تو رو به
 
خدا                 نرو

تنهام نذار
 
      به خدا اگه

 نباشی 

        یخ میکنم
 
    میمیرم

بدون تو غریبم

بمونی جون
 
میگیرم

    بمون بشو
 
           همنفسم

بمون بمون 


 شدم اسیرت

تو فقط بمون ببین

چطور واست میمیرم


نوشته شده توسط هیلدا در ساعت 04:42

حرف های تو با من :11

دوشنبه 28 شهریور ماه سال 1384

باشه خدا باشه یادم میمونه نگی خدا دلشکسته هارو دوست دارها
اگه دوست داشتی میدیدی چقدر دلم شیکسته میدیدی حرفامو فقط به تو میزنم
میدیدی هیلدا خیلی تنهاس اینجوری پرتش نمی کردی باشه خدا دیگه کیو باید واسطه میکردم که بهت دردمو بگه خدا باهات قهرم کم گریه کردم و خدا خدا کردم کم تو هر هق هقم گفتم هرچی خدا بخواد خدا من چی فکر میکردمو تو چیکار کردی
دردم واسه همه تکراری شده جز خودم به هرکی میگم اومد و دوباره رفت میگه آخه چرا اومد که بخواد بره همش دو روز شاد بودم همش دو روز لبم واسه شادیه خودش خنده رو حس کرد باشه خدا هرچی تو بگی ولی اگه خدا بودم جای تو میشستمو هیلدا رو طرح میدادم اینقدر با غم و غصه رنگش نمیدادم اینقدر ... هیچی خدا میخوام برم همون جایی که هیچکس منو نمیشناسه همونجایی که کسی نمیگه معرفت کم شده گم شده نایاب شده

bye

نوشته شده توسط هیلدا در ساعت 03:06

حرف های تو با من :15

شنبه 26 شهریور ماه سال 1384

دوست دارم

دست من دست نیاز سوی تو همیشه باز
تو نجیب و سربه زیر می کنی همیشه ناز
من تو رو دوست دارمت مثل خواب بچگی
من تو رو دوست دارمت چون تویی همیشگی
من پر از حرف و کلام با یه دنیا گفتنی
توی دستای خزون تو گل شکفتنی

توی این شهر غریب تویی تنها آشنا
توی اوج بی کسی تــــــــــــــــــــــــــــــــو به من دادی پناه
باورم نمی شه باز تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو به من کردی نگاه
چه کنم که دلم به تو آورده پناه
زیر این سقف کبود هیشکی مثل تو نبود
شعر عاشقونه رو هیشکی مثل تو نخوند
تو بمون با من بمون گل ناز مهربون
تو بمون با من بمون ای عزیز مهربون
توی اوج بی کسی تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو به من دادی پناه
باورم نمی شخه باز تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو به من کردی نگاه

نوشته شده توسط هیلدا در ساعت 12:28

حرف های تو با من :8


   1      2      3      4      5      6    >>

::طراح قالب::